![]() |
![]() |
|
| dream♥of♥love |
بهانه ات را هر شب از سپیدار باغ می گیرم و می گریم و تو در تصویر ستاره ها به من لبخند می زنی هر صبح قصه ی جدایی ات را با نسترن ها می گویم و می گریم و تو در نغمه سرایی بلبل با من حرف می زنی من خسته شدم از یکنواختی ٬ از اینکه هرروز با پروانه ها درددل کنم می خواهم به خزان تاریک قلبم نوبهاری سبز ببخشم اما تو دل از سوسن ها بر نمی داری..... دیروز ستاره ای از دیارت را بر سقف آسمان آویختم تا شاید برای بردن ستاره ات سراغی از من بگیری٬اما نیامدی به شکوفه ها قسم ٬ به خاطر تو بهشتی در زمین به پا کرده ام به رنگ آسمان ٬ به رنک عشق و مهربانی.... می دانم باور نداری ٬ اما بارانی که قلب سیاهم را شست ٬ کوکب هایی که بهاری ام کرده اند ٬ صنوبری که اشک هایم را دید ٬ ستاره ای که تنها ماند ٬ شهادت می دهند که به شوق بازگشت تو دل تنگم را جلا دادم و رنگین کمان مهر را در درونم شعله ور ساختم ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:4 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| عاشقی |
اگر دنيا نميداند که من غنگين تر از غمگينترين غمگين دنيايم بيا يک لحظه با من باش
که من تنها تر از تنهاترين تنهاي دنيايم |
| خاطرات پیشین |
|
آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|