![]() |
![]() |
|
| dream♥of♥love |
|
دوستان عزیزم این آیدی منه اگه دوست داری با هم بیشتر آشنا بشیم منو ادد کنین
eshghe_man_to_1 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:7 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
بهانه ات را هر شب از سپیدار باغ می گیرم و می گریم و تو در تصویر ستاره ها به من لبخند می زنی هر صبح قصه ی جدایی ات را با نسترن ها می گویم و می گریم و تو در نغمه سرایی بلبل با من حرف می زنی من خسته شدم از یکنواختی ٬ از اینکه هرروز با پروانه ها درددل کنم می خواهم به خزان تاریک قلبم نوبهاری سبز ببخشم اما تو دل از سوسن ها بر نمی داری..... دیروز ستاره ای از دیارت را بر سقف آسمان آویختم تا شاید برای بردن ستاره ات سراغی از من بگیری٬اما نیامدی به شکوفه ها قسم ٬ به خاطر تو بهشتی در زمین به پا کرده ام به رنگ آسمان ٬ به رنک عشق و مهربانی.... می دانم باور نداری ٬ اما بارانی که قلب سیاهم را شست ٬ کوکب هایی که بهاری ام کرده اند ٬ صنوبری که اشک هایم را دید ٬ ستاره ای که تنها ماند ٬ شهادت می دهند که به شوق بازگشت تو دل تنگم را جلا دادم و رنگین کمان مهر را در درونم شعله ور ساختم ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:4 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
|
در دل من چیزی ست مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه دورها آوایی است که مرا می خواند... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 18:59 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
تا به اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد به تو از تو می نویسم ای همیشه در یاد ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت سایه سار نفسم بود زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود وقتی از آزار پائیز برگهای بام گریه کردن قاصد چشم تو آمد مژده ی روئیدن آورد به تو از تو می نویسم ای همیشگی ترین عشق ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تو به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 18:53 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
|
سلام به همه دوستای گلم واقعا شرمندم که نتو نستم اپ کنم ولی قول میدم خیلی زود آپ کنم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 19:28 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
بارون برام یه خاطرست خاطره میلاد یه عشق خاطره میلادی که تقدیر برای من نوشت بارونی که هر نم نمش بوی گل و بهار میداد به مخمل سرخ گلا یه دنیا اعتبار میداد وقتی که بارون میباره یاد اون باز دوباره برام تداعی میکنه اشک تو چشمام میاره دلم میخواد اون بدونه دلم براش بارونیه که دنیای بزرگ برام مثله یه زندون میمونه بارون ببار رو شیشه ها پنجره تنها نمونه بزار صدات بشنوه یاد تو یادش بمونه بارون ببار تا بشکنه سکوت سرد این خونه حال دگرگون من جز تو آخه کی میدونه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 18:13 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
|
وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن. براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو. ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه. حالا فهميدي چرا آب دريا شوره؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 15:53 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:12 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:25 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
|
سلام دوستان عزیزم
ببخشید که چند وقت بود آپ نکرده بودم
وقتي تو آمدي و دستت را به سويم دراز کردي ، گفتم ولی افسوس...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 13:19 توسط •°¤*(¯`°آرمين°´¯)*¤°• |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| عاشقی |
اگر دنيا نميداند که من غنگين تر از غمگينترين غمگين دنيايم بيا يک لحظه با من باش
که من تنها تر از تنهاترين تنهاي دنيايم |
| خاطرات پیشین |
|
آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|